دو روز پیش برای دریافت کارت هوشمند ملی‌ام به اداره‌ی ثبت احوال رفتم.
از ازدوحام جمعیت و کمبود نیرو در تحویل دادن کارت‌ها که بگذرم، عدم تعهد کارکنان مربوطه نیز برایم تأسف برانگیز بود.
زمان دریافت کارت، متصدی با خنده‌ای بهم گفت چرا فقط یک اثر انگشت داری؟ من هم با تعجب گفتم همشون رو روی دستگاه گذاشته بودم.
زمان ثبت‌نام یه بار تمام انگشتانم را روی دستگاه گذاشتم و یه بار هم هر کدام را جداگونه.
به هر حال من تنها با ثبت اثر انگشت شست چپم کارت را تحویل گرفتم.
از بس معطل شده بودم، در اداره به کارت و پاکتش نگاه نکردم و برگشتم خونه.
پاکت را که باز کردم، در قسمتی نوشته بود:
رمز هویت دیجیتال
رمز امضای دیجیتال
رمز فاقدین اثر انگشت
اما جلوی هیچ کدام، هیچ چیزی ننوشته بود. اینکه این کار برای افزایش امنیت است درست. چرا که در اداره، متصدی تحویل کارت پاکت را باز کرد. (البته جلوی خودم)
در قسمت دیگری نیز نوشته بود:
در صورتی که رمز را سه بار پیاپی اشتباه وارد کنید کارت شما غیرفعال خواهد شد. برای فعال کردن مجدد کارت و دریافت رمز جدید با در دست داشتن اصل شناسنامه و کارت هوشمند ملی خود به یکی از ادارات ثبت احوال مراجعه کنید.
از برادرم که قبل از من کارتش را تحویل گرفته بود، درباره‌ی رمز سوال کردم. گفت موقع ثبت‌نام ازت می‌پرسن که چه رمزی براش بذارن. اما من چیزی به یاد نداشتم. هیچ رمزی به یاد نداشتم. یا متصدی ثبت‌نام از من پرسیده و من هم بهش رمزی را گفته‌ام و اکنون به یاد ندارم یا مانند ثبت اثر انگشتانم در این مورد نیز سهل‌انگاری کرده.
به هر حال اکنون رمز کارت هوشمند ملی‌ام را نمی‌دانم و نمی‌دانم چگونه و کجا باید ازش استفاده کنم!
تمام اینها را گفتم که بگویم:
یک طرح هرچقدر هم خوب باشد، برای رسیدن به هدفش باید توسط نیروهایی اجرا شود که نسبت به ضرورت تمام فرایندها و بخش‌های طرح توجیه شده باشند.