دن آریلی در کتاب "پشت پرده ریاکاری" به دلایل ریاکاری انسان‌ها می‌پردازد.
ایشان در جای‌جای کتاب به قدرت داستان پردازی انسان‌ها برای توجیه اعمال غلط خودشان اشاره می‌کند؛ و بیان می‌دارد: عوامل پشت پرده‌ی ریاکاری پیچیده‌تر از تحلیل هزینه-فایده‌ی صِرف است.
یکی از همین عوامل، تبدیل شدن یک رفتار به فرهنگ است که در فصل 8 با عنوان "دغل کاری در نقش عفونت: چگونه به میکروب ریاکاری آلوده می‌شویم؟" به تفصیل به آن می‌پردازد.
به صورت بسیار خلاصه اگر بخواهم بگویم، ایشان در این فصل بیان می‌کنند: همانگونه که ویروس سرماخوردگی از فردی به فرد دیگر قابل انتقال است، ریاکاری نیز از فردی به فرد دیگر قابل انتقال است. تنها بستر و شیوه‌اش متفاوت است.

قسمتی از فصل 8:
"وقتی دست به کاری پرسش برانگیز می‌زنیم، عمل دعوت کردن دوستان برای پیوستن، به ما در توجیه کردن رفتار پرسش برانگیز خودمان کمک می‌کند. هر چه باشد، اگر دوستانمان نیز با ما از خط قرمز اخلاقی بگذرند، آیا این سبب نمی‌شود که کارمان از دید خودمان بیشتر از نظر اجتماعی پذیرفتنی به چشم بیاید؟ شاید چنین گفته‌ای درباره‌ی توجیه کردن رفتار بدمان زیاده‌روی به شمار آید، ولی ما غالباً هنگامی که کارهایمان هم‌راستا با هنجارهای اجتماعی اطرافیانمان باشد احساس راحتی می‌کنیم."

دن آریلی همچنین در فصل 9 با عنوان "دغل‌کاری همیارانه: چرا دو کلّه حتماً بهتر از یکی نیست؟" توضیح می‌دهد که وقتی ما با فرد غریبه‌ای در یک گروه قرار می‌گیریم، تا زمانیکه یکدیگر را نمی‌شناسیم کمتر از حالت معمول دست به ریاکاری (تقلب) می‌زنیم. اما وقتی با یکدیگر ارتباطی برقرار کرده و صمیمی‌تر شدیم، باز حداقل به همان اندازه‌ی معمول دست به ریاکاری می‌زنیم.
ایشان همچنین بیان می‌کنند ما اگر قرار باشد کاری ریاکارانه را برای شخص دیگری انجام دهیم، راحت‌تر انجام می‌دهیم تا زمانی که بخواهیم همان عمل را برای خودمان انجام دهیم.

قسمتی از فصل 9:
"این گرایش اهمیت دادن به دیگران، در موقعیت‌هایی که در آن دست زدن به کاری غیر اخلاقی به سود دیگران تمام شود، می‌تواند ریاکارتر شدن را نیز ممکن بسازد. از این دیدگاه هنگامی که پای دیگران در میان است می‌توانیم دغل‌کاری را فداکارانه ببینیم -که در آن، همانند رابین هود، دست به دغل‌کاری می‌زنیم چون آدم خوبی هستیم که برای خوشبختی اطرافیانمان اهمیت قائلیم."

در ادامه دو مثال از تجربیات خودم بیان می‌کنم.

مثال 1: من با اینکه می‌دانم استفاده از نرم‌افزارهای کرک شده کار درستی نیست، اما چون تمامی اطرافیانم چنین می‌کنند، من نیز از این نرم‌افزارها استفاده می‌کنم. این عملم را اینگونه توجیه می‌کنم که اگر بخواهم بابت استفاده از این نرم‌افزارها پول بدهم، یا در توانم نیست، لذا کارم پیش نمی‌رود یا باید از بخش‌هایی دیگر از زندگی‌ام بزنم تا بودجه‌اش را تأمین کنم، به این ترتیب مورد انتقاد دوستان و اطرافیانم قرار خواهم گرفت که چرا به خودم سختی می‌دهم. به این ترتیب ممکن است آنان از اطرافم پراکنده شده و تنها بمانم.
جالب است بدانید، من اغلب اوقات برای دانلود از نرم افزار free download manager استفاده می‌کنم. چند وقت پیش یکی از دوستانم گفت چرا از internet download manager استفاده نمی‌کنی؟ و من چون شرم داشتم بگم چون اون پولیست و این رایگان است، گفتم: همینجوری!

مثال 2: چند وقت پیش یکی از دوستانم که در یکی از شرکت‌های بیمه‌ای کار می‌کند، می‌گفت: زمان یک عید یا مناسبت مدیرعامل ما برای تبریک! به دیدن مدیرعامل سازمانی دیگر می‌رود و از منابع شرکت برایش هدیه! می‌برد. آن مدیرعامل نیز در زمانی دیگر به دیدن مدیرعامل ما آمده و برایش هدیه می‌آورد.


پیشنهاد می‌کنم کتاب "پشت پرده ی ریاکاری: چگونه به هر کس دروغ می گوییم، به ویژه به خودمان" نوشته ی دن آریلی، ترجمه‌ی رامین رامبد، انتشارات مازیار را بخوانید.