محسن زنگویی پنجشنبه 3 اسفند 1396 23:14 نظرات ()
حدود دو هفته‌ای است که با فردی آشنا شده‌ام. ایشان حدود چهار ماهی را مشغول به کار کردن است.
از میان صحبت‌هایمان در مورد فضای کاری‌اش، گفت:
اوایل که وارد شده بودم، به دلیل ناپختگی رفتارهایی غیرحرفه‌ای داشتم. در مواردی که می‌دیدم فردی به دلیل دانش اندکش اشتباه تحلیل می‌کند، مستقیم و تند صحبتش را رد می‌کردم و برای ادعایم دلیل نیز می‌آوردم.
گفت حتی در یک مورد با مدیرم دعوا کردم.
می‌گفت الان که به رفتارم نگاه می‌کنم می‌بینم اشتباه بوده و سبب شد که همکارانم پشت سرم حرف بزنند و رفتارشان با من سرد باشد و در مواردی نیز به حرف‌هایم توجه نکنند.
همچنین اوایل به دلیل نوع کارش به جای اینکه با مدیرش ارتباط داشته باشد، با شخصِ مدیرعامل یا معاونش ارتباط داشت. همین سبب شده بود که مدیر واحدش و سایر همکارانش تصور کنند که دوستم دارد آن‌ها را دور می‌زند.
این عوامل سبب ایجاد تنشی در واحدشان شد. لذا واحد منابع انسانی دوستم را احضار می‌کند و دلیل رفتارش را می‌پرسد و بهش می‌گوید که پشت سرت حرف زیاد است.
با اینکه دوستم بهشون توضیح می‌دهد که به خاطر نوع کارم، که خودِ شما چنین وظیفه‌ای را بهم دادید، مجبورم به جای مدیرم به مدیرعامل گزارش دهم.
پس از این واحد منابع انسانی مدیر دوستم را احضار می‌کند و ازش توضیح می‌خواهد و باهاش صحبت می‌کند.
از این به بعد رفتار مدیرش باهاش بهتر می‌شود. با وجود این دوستم اکنون نسبت به جایی که کار می‌کند احساس خوبی ندارد و تصور می‌کند رفتار همکارانش مصنوعی و به دلیل واکنش واحد منابع انسانی بوده.

تمام این‌ها به دلیل ورود تقریباً تهاجمی دوستم ایجاد شده است. شاید بهتر باشد در اوایل ورودمان به جایی برای کار کردن، ابتدا با روحیه‌ی همکارانمان آشنا شویم و اگر هم مشکلی می‌بینم، در گفتگویی دوستانه مطرحش کنیم.