محسن زنگویی دوشنبه 2 مرداد 1396 00:57 نظرات ()

خیاطی بودم. من و خیاط. یه نفر وارد شد و از خیاط خواست 50 هزاری اش رو واسش خرد کنه.

خیاط دو به شک بود. یکم مِن مِن کرد و اسکناس رو گرفت و لمسش کرد و در ازاش 5 هزاری و 10 هزاری و 2 هزاری و 1 هزاری بهش داد.

آن نفر رفت.

اکنون

با موبایلش نور انداخت رو اسکناس تا تصویرهای داخلش رو ببینه. رفت مغازه ی بغلی تا مطمئن بشه که اصله. برگشت. چهره اش نشانی از لبخند داشت. مطمئن شده بود که اصله.

گفت مغازه دارانی رو دیده که سرشون کلاه رفته.

در همین حین یه مشتری دیگه اومد تو. اومده بود لباس دامادی اش رو تنظیم کنه.

حرف به 50 هزاری ها کشیده شد. گفت: چند وقت پیش یکیش رو به خواهرش که مغازه داره انداختن. ما هم برای اینکه ضرر نکنیم بردیم میدون تره بار تا آبش کنیم. اما فروشندهِ تا دیدش فهمید. گفت اشکال نداره! من هم بین بقیه ی اسکناس ها قالبش می کنم به یه نفر دیگه!

اینجا بود که گفتم اینکه درست نیست.

مشتری جدیدِ هم پس از قرائت فاتحه ای از فحش برای ارواح طیبه ی رفتگان جعل کننده ی اسکناس و طلب آمرزش از طرف شیطان رجیم برای شخصِ جعل کننده, جوابم داد: چرا من باید چوبش رو بخورم؟

اینجا بود که سکوت کردم و ادامه ندادم.

همچنان دارم فکر می کنم که انداختن و قالب کردن تا کجا ادامه خواهد داشت؟ چه کسی ضررش را به جان خواهد خرید و جلو انتشارش می ایستد؟ آیا تا زمانی که چنین فردی پیدا شود این تک اسکناس تقلبی تبدیل به دو اسکناس تقلبی می شود؟ اگر شود این دو اسکناس تبدیل به سه اسکناس می شود یا چهار اسکناس؟ آیا در چنین زمانی فرد یا افرادی هستند که ضرر حاصل از این اسکناس ها را به جان بخرند؟ یعنی آیا جامعه ی فدائیان بزرگ تر می شود؟ آیا توان تحمل ضرر همان افراد بیشتر می شود؟ آیا ممکن است دوباره همین مغازه دار یا من وارد این بازی شویم؟ آن نفر اول چطور. آیا پول خودش را خواهد شناخت؟

اما پرسش دیگریست که بر ذهنم سایه انداخته و تمامی این پرسش ها را به کناری رانده. من در چنین موقعیتی چکار خواهم کرد؟ آیا می توانم ضررش را بپذیرم و این چرخه را متوقف کنم؟

نمی دانم.