مبادا تصور کنی سفید پوست از سیاه پوست برتر است. مرد از زن، پزشک از مهندس، مهندس از حسابدار، حسابدار از کتابدار، امریکایی از اروپایی، اروپایی از آسیایی.

مبادا تصور کنی هموطنان تو از غیر هموطنان تو برترند.

مبادا تصور کنی مغازه‌دار از دستفروش برتر و پاساژدار از مغازه‌دار.

مبادا برتری افراد نسبت به یکدیگر را با ثروت مالی‌شان بسنجی. تلاش، پشتکار و موقعیت‌های در دسترس افراد، متفاوت بوده و ممکن است دیگری به دلیل عدم قرارگیری در موقعیتی مناسب، به پولی که فرد دیگری بدست آورده، نرسیده باشد.

مبادا تصور کنی آنکس که شرکتی را هدایت می‌کند مدیرعامل است و دیگر کارکنان ارج و قرب و منزلتی ندارند. مبادا بیندیشی که بود و نبود آبدارچی تفاوتی ندارد و آنکس که اگر نباشد کشتی به گل می‌نشیند، مدیرعامل است.

مبادا تصور کنی پست‌های سازمانی، ارج و منزلت کارکنان را شکل می‌دهد و آنان که از نظر نام‌گذاری‌های پست‌های سازمانی در رده‌های پایین‌تری خدمت می‌کنند، لیاقت داشتن درآمدی که نیازهای یک زندگی راحت را فراهم سازد، ندارند.
مبادا تصور کنی اینان برای تأمین مایحتاجشان باید دو یا چند شغل داشته باشند.

مبادا تصور کنی به عنوان سرمایه‌گذار یا صاحب کسب و کار حق داری تا می‌توانی اکثر سود کسب و کارت را برداشته و مسئولیتی در قبال تأمین شدن نیازهای اولیه‌ی کارکنانت -آنان که آن سود را برای تو به ارمغان آورده‌اند- نداری.

مبادا تصور کنی آن کس که در چهارراه دستمال به دست شیشه‌ی اتومبیل‌ها را تمیز می‌کند، آن کس که گل می‌فروشد، آن کس که فال می‌فروشد، آن کس که اسفند دود می‌کند از تو که سوار بر خودرویی نشسته‌ای پست‌تر است. تنها تفاوت تو با او این بوده که پدر و مادری داشته‌ای که می‌توانستند هزینه‌هایت را تأمین کنند. در محیط سالم‌تری به نسبت آن‌ها به دنیا آمده‌ای و زندگی کرده‌ای. استعدادهایت نیز اشتراکات بیشتری با چیزهایی داشته که مردم آن‌ها را استعداد می‌پندارند.

بدان و آگاه باش هیچکس اختیار انتخاب به دنیا آمدن یا نیامدنش را ندارد. هیچکس اختیار انتخاب محیط تولدش را ندارد. هیچکس اختیار انتخاب پدر و مادرش را ندارد. هیچکس اختیار انتخاب استعدادهایش را ندارد.

اگر فردی را دیدی که حاصل رابطه‌ای نامشروع بود، بدان و آگاه باش که او نیز همچون تو و بسیاری دیگر حق داشتن زندگی‌ای عادی را دارد. تو نمی‌توانی خودت را برتر از او بدانی، تو نمی‌توانی او را پست‌تر از خودت بدانی. او اختیار به دنیا آمدنش را نداشته. او اختیار انتخاب پدر و مادرش را نداشته. او اختیار متولد شدن در این محیط را نداشته.

اگر دختری و پسری را با یکدیگر دیدی و اطمینان یافتی که رابطه‌ای نامشروع با یکدیگر دارند، تصور نکن که کشف بزرگی کرده‌ای و بدان و آگاه باش که اجازه نداری آن‌ها را نزد دیگران رسوا کنی. همچنان که خودت نیز گناهان بسیاری داشته و داری، بارها توبه کرده‌ای و توبه شکسته‌ای. اما خداوند تو را رسوا نکرد.
مبادا احساس مسئولیت کاذب کنی و خودت را توانا به امر به معروف و نهی از منکر ببینی و مادامی که آنان عمل نکردند، خودت را مجاز به رسوا کردنشان ببینی.
مبادا صبح که از خواب بیدار شدی، اطمینانت نسبت به رابطه‌ی آنان همچون روز گذشته باشد. چرا که ممکن است شب، به دور از چشم تو در خلوت خود با خدا، خالق بخشندگان، توبه کرده باشند. همچنانکنه تو نیز شب‌های زیادی را همراهِ با عهدِ با خداوند خوابیدی و دیگران خبردار نشدند.
بدان خداوندی که اجازه‌ی توبه کردن به مخلوقش را می‌دهد از تو آگاه‌تر است. مبادا امیدت نا امید شود. چرا که خداوند خالق هر دوی شما بوده و امیدش نا امید نشده.

مبادا تصور کنی آن کس که مسلمان نیست، پست و فرومایه است. همچنانکه تو نیز به واسطه‌ی متولد شدن از زوجی مسلمان و پرورش یافتن در محیطی مسلمان، نامت مسلمان شده و شکر خداوند را آنگونه که باید و شاید بجا نیاورده‌ای. نمازهای زیادی را نخوانده‌ای، روزه‌های زیادی را نگرفته‌ای و اهل‌بیت را نیز نمی‌شناسی.

بدان و همواره آگاه باش، اگر می‌خواهی زندگی‌ای با کیفیت پایدار و رو به رشدی را تجربه کنی، اگر می‌خواهی خشنودی و رضایت را از آینه‌ی چشمانت ببینی، باید جز خودت و افزایش کیفیت زندگی‌ خودت، زندگی دیگران و افزایش کیفیت زندگی آنان را نیز در نظر داشته باشی.

محسن جان! بدان وآگاه باش مادامی که اینها را فراموش کنی، در مسیری منتهی به فنا و نابودی گام برمی‌داری.
پس بکوش تا آنچه را که می‌خواهی، بپوشی.