محسن زنگویی دوشنبه 15 آبان 1396 22:51 نظرات ()
یاوه گویی از جلوی مطبخی می گذشت. طباخ را ساطور به دست به جان لاشه ی گوسفندی بدید و گفت: این چه کاریست که می کنی؟ زورت را باید جای دیگری خالی کنی.
طباخ گفت: داشتم برای دهان تو قوتی آماده می کردم.